سيد على اكبر برقعى قمى

18

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

بارى ابو محمد حسن ملقب به الناصر للحق در سلك ادبا و علما منظوم و در شمار ملوك طبرستان معدود است ابن ابى الحديد گويد شيخ الطالبيين و عالمهم و زاهدهم و اديبهم و شاعرهم ملك بلاد الديلم و الجبل و يلقب بالناصر للحق و جرت له حروب عظيمة مع السامانية . يعنى ابو محمد حسن رئيس دودمان ابو طالب و دانشمند و زاهد و اديب و شاعر ايشان بود بلاد ديلم و جبل را در تصرف آورد و به الناصر للحق ملقب گرديد و با پادشاهان سامانى جنگهاى بزرگى كرد . مورخ شهير مسعودى در مروج الذهب گويد در بلاد طبرستان و ديلم اطروش قيام كرد وى حسن بن على بن محمد بن على بن ابيطالب است « 1 » و حكام و پيروان بنى العباس كه مسوده نام داشتند در سال 301 از آنجا بيرون كرد و در ديلم و جبل سالها بماند مردم اين كشور جاهل و بعضى بر دين مجوس بودند اطروش ايشان را به خدا خواند و اجابت كردند و راه مسلمانى گرفتند مگر كمى از ايشان كه در كوهستانهاى بلند و رودخانه‌ها و جايگاههاى سختى زيستن داشتند بر شرك باقى ماندند و هم اكنون مشركند اطروش در شهرهاى طبرستان و جبل مساجد بساخت و مسلمين در برابر ديلمان سرحدات داشتند مانند قزوين و چالوس و غير اينها از بلاد طبرستان و در شهر چالوس حصار بلند و بناى بزرگى بود كه پادشاهان عجم در آنجا بنا نهاده بودند و در آنجا كسانى ميزيستند كه از تجاوزات ديلم جلوگيرى كنند و اين حصار و بناى محكم پس از دولت اسلامى نيز بر جاى بود تا آنكه اطروش و حسن بن قاسم حسنى در سال 317 با لشگريان بسيارى از جبل و ديلم و وجوه آن كشور آن را خراب كردند و سپاه احمد بن اسمعيل بن احمد و صاحب او را از آن ديار بيرون نمودند و خود بر آنجا استيلا يافتند و نيز قزوين و زنجان و قم غير اينها كه

--> ( 1 ) مسعودى نيز گذشته از اينكه سلسله نسب را تمام ذكر نكرده ريشه را بمحمد بن على بن ابيطالب منتهى كرده است در صورتى كه غير از مسعودى اتفاق دارند كه از اولاد حسين بن على بن ابيطالب است اين اندازه اختلاف جاى بسى شگفتى است .